خرید بک لینک
هنوز صدای دو بوقِ قفل شدنِ درِ ماشین هایی که زیرِ پنجره پارک می کنند دلم را می لرزاند و کلام دختربچه ها وقتی که برای پدرشان دلبری می کنند و نوایِ ساز وقتی با دستی متبحر نواخته می شود هنوز وقتی می شنوم که کسی می گوید دورت بگردم، دلم می خواهد مخاطب چشم هایش را ببندد و گوینده دورش بچرخد و بگردد و با هم از خنده ریسه بروند هنوز وقتی کسی می گوید قربان شما بروم؟ دلم می خواهد منتظر خدا نکندها نباشد و از ته دل بخواهد که قربانت برود. هنوز از هرجای این شهر که رد می شوم قلبم پر تپش می شود و یادم می افتد که رد پاها بر برگ برگ درخت های شهر جا می مانند می دانی چیست با آن ها که اهل ماندن نیست

برچسب: نویسنده: یلدا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 2:51

بیا یک آغوش
همدیگر را نفس بکشیم..

برچسب: نویسنده: یلدا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 2:51

سقوط آزاد همیشه خطرناک است ، مخصوصا اگر بدون طناب و کمربند ایمنی باشد .

حرف هایی که به خاطرات عاشقی مربوط می شوند ، این کمربند را ندارند،

خطرناک اند ، قاتل بالقوه اند ، با جان خودشان و دیگران بازی می کنند ...

برچسب: نویسنده: یلدا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 2:51

دلم تنگ شده ، فقط همین...

برچسب: نویسنده: یلدا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 2:51

گفتنی نیست

ولی بی تو کماکان در من نفسی هست

دلی هست

ولی جانی نیست ...

برچسب: نویسنده: یلدا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 2:51

صفحه بندی